اشـــک آهــــو

نویسنده : مهدی گل شناس



نویسنده : یک دوست ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦

 به نام مفهومی که نامش خداست

یاران سرزمین سلام!

در حالی روز های پایانی سال ٨٩ را تجربه می کنیم که جهان آبستن

حادثه های بسیاری است، اما آنچه امروز برای ما اهمیت دارد ماه هایی

ست که به یک چشم به هم زدن آمدند و رفتند. به همین سادگی . آیا

در این روزها فرصت می کنید به سالی که گذشت نگاهی بیندازید؟

بزرگی میگوید :" اگر در آمد سالانه ی خود را بر دوازده تقسیم کنیم،

قیمت خود را در یک ماه معلوم ساخته ایم". و من اعتقاد دارم اگر آنچه را

که امروز هستیم، با آنچه که در همین روز ها در سال گذشته بودیم،

مقایسه کنیم میزان تغییر، موفقیت و نزدیکی الهی خود را در خواهیم

یافت.

عزیزان دلم !

عمر ما هر لحظه با سرعتی مافوق تصورمان می گذرد و وای بر ما اگر

همچنان در پیچ و خم زندگی گم شده باشیم .

دوستان خوبم !

مولایم علی (ع) می فرماید : " اگر دو روز از زندگی یک انسان با ایمان

یکسان باشد او از ما نیست " . و این بهانه ی خوبی است برای

رسیدگی به حساب های گذشته و برنامه ریزی برای سال ٩٠.

در روز قیامت دو سوال مهم از انسان پرسیده می شود : 1_ عمرت را

در چه راهی صرف کرده یای ؟ 2_ بدنت را در چه راهی فرسوده ای

پس سعی کنید در برنامه ریزی سال آینده بیشتر به فکر مسایل معنوی

باشید تا مادی. سعی کنید بین افرادی نباشید که از تربیت دینی کم 

بهره اند و مقید به انجام وظایف دینی خود نیستند و دین بیشتر بر زبان

آنهاست تا بر اعمال آن ها .

آنچه ندارد عوض ای هوشیار              عمر عزیز است غنیمت شمار

 

 








نویسنده : یک دوست ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٥

با سلام و وقت بخیـــــر

چند وقت پیش شنیدم که آقای رییس جمهور در خطاب به قشر دانش آموز در باب پرسش مهر سوالاتی رو مطرح کردند که عبارتند از: " شما دوست دارید ایران به    کجا برسد و در آینده به چه شکلی باشد" و سوالاتی از این قبیل.

راستش من این پست رو نوشتم و ارسال کردم که از نظرات شما عزیزان در این موضوع مطلع بشم. پس ازتون خواهش می کنم که اگه این مطلب رو خوندید، لطفا به قسمت نظرات برید و نظرتون رو دراین رابطه بنویسید.

انشا ا... اگر تعداد پاسخ های شما به حد نساب رسید قول میدم اونهارو بعدا در یک پست جداگونه در صفحه ی وبلاگ نمایش بدم.








نویسنده : یک دوست ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠

             * بسم الله الرحمن الرحیم*

ساعت امتحان بود. تنبلی و سستی در درس خواندن کار دستم داده  بود و اضطراب سراپای وجودم را گرفته بود. چه کنم؟ هر لحظه فکری به سرم می آمد. آخر تصمیم خود را گرفتم.
 

کتاب درسی را در کشوی میز گذاشتم و با ظرافت تمام آن را طوری قرار دادم که نه کسی متوجه شود و نه به هنگان استفاده دچار مشکل شوم .لحظه ای احساس آرامش کردم . معلم وارد کلاس شد و برگه های سوال را توزیع کرد. همه آماده ی امتحان بودیم. اما ناگهان او بچه های کلاس را غافلگیر کرد. آهسته آهسته به سوی تخته سیاه رفت و به آیه ای کوتاه از کتا ب بزرگ آسمانی را بر روی آن نوشت:

                          الم یعلم بان الله یری

سپس رو به ما کرده و تنها یک کلام گفت: «آخرین نفر ورقه های امتحان را به دفتر بیاورد و به من تحویل دهد». آنگاه پیش چشمان مبهوت ما از کلاس خارج شد . اونگاه همواره ناظر خدا را به یاد ما آورد و خود رفت حالت عجیبی به من دست داد من که از امتحان چیزی بلد نبودم در ورقه ام هیچ چیز ننوشتم جز یک جمله:

    آری یافتم که خدا همیشه مارا می بیند!         

 

همیشه روی هر پله ای که باشیم خدا یک پله از ما بالا تر است نه به خاطر این که خداست چون می خواهد دستمان رو بگیرد .

گاهی اوقات خدا را از یاد می بریم. اصلا انگار نه انگار که یک روز مرگی و یک شب اول قبری هم هست. هر کاری که دلمان بخواهد می کنیم کسی هم اگر به ما چیزی بگوید به او  می خندیم.

سوره ی ص آیه ی ۲۶ :

"البته کسانی که از راه خدا گمراه شوند عذاب سختی خواهند دید چون روز حساب را فراموش کرده اند ."

حکایت:

نابینایی در شب چراغ به دست و سبو ( کوزه )  بردوش بر راهی می رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی بینی چراغ به چه کارت می آید؟ گفت: چراغ از بهر کور دلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند.

 

                                      








نویسنده : یک دوست ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۱

پسربچه ای یک کاغذ به مادرش داد ومادر که در حال آشپزی بود ، دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را باصدای بلند خواند.

او نوشته بود :....

صورتحساب !!!

کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان

مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان

نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3.000 تومان

بیرون بردن زباله 1000 تومان

جمع بدهی شما به من :12.000 تومان !

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد، چند لحظه خاطراتش را

مرور کرد و سپس

قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت:

بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ

بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ

بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ

بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ

و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که : هزینه عشق واقعی من به

 تو هیچ است

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک

شد ودر

حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد.

گفت: مامان ... دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت: قبلاً بطور کامل

پرداخت شده !!!

 

نتیجه گیری اخلاقی :

قابل توجه اونهائی که فکر میکنند مرور زمان آنها را بزرگ کرده و حالا که هیکل درشت

کردند خدا را هم بنده نیستند.

بعضی وقتها نیازه به این موارد فکر کنیم ...

کسانی که از خانواده دور هستند شاید بهتر درک کنند.

نتیجه گیری منطقی:

جایی که احساسات پا میذاره منطق کور میشه!!!

مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه میذاره : جمع بدهی میشه ١١ هزار تومن نه ١٢ هزار.

منبع:http://ghorobenazanin.blogfa.com








نویسنده : یک دوست ; ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٩

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد.

دست برد و از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد.

در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر را زیاد می‌کند، منصرف شد!!!








نویسنده : یک دوست ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٧

زندگی بافتن یک قالیستقلب

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهیقلب

نقشه را اوست که تعیین کردهقلب

تو در این بین فقط می بافیقلب

نقشه را خوب ببینقلب

نکند آخر کارقلب

قالی زندگیت را نخرندقلب

*** خوش حال میشم نذراتتون رو در مورد قالب جدیدم بدونم***








نویسنده : یک دوست ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۸

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

                                                                                             








نویسنده : یک دوست ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٦

 امام علی (ع ) ضرورت توجه به ارزش حج را در نهج البلاغه مورد تاکید قرار می دهند و حج را دلیل اصلی وجود زندگی انسانها می دانند و در همین راستا می فرمایند : خدا را! خدا را! درباره ی خانه ی خدا , تا هستید آن را خالی مگذارید , زیرا اگر کعبه خلوت شود , مهلت داده نمی شوید . 1
حضرت علی علیه السلام در رابطه با فلسفه و ره آورد حج کلام زیبایی دارندو حج را مظهر تواضع انسان در مقابل خداوند می دانند و می فرمایند : خدا , حج خانه ی محترم خود را بر شما واجب کرد , همان خانه ای که آن را قبله گاه انسان ها قرار داده اند که چونان تشنگان به سوی آن روزی می آورند و همانند کبوتران به آن پناه می برند. خدای سبحان کعبه را مظهر تواضع بندگان در برابر عظمت خویش و نشانه اعتراف آنان به بزرگی و قدرت خود قرار داد و در میان انسانها , شنوندگانی را برگزید که دعوت او را برای حج , اجابت کنند و سخن او را تصدیق نمایند و پای بر جایگاه پیامبران الهی نهند , همانند فرشته گانی که برگرد عرش الهی طواف می کنند و سودهای فراوان در این عبادتگاه و محل تجارت زائران به دست آورند و به سوی وعده گاه آمرزش الهی بشتابند. خدای سبحان , کعبه را برای اسلام , نشانه ی گویا و برای پناهندگان , خانه ی امن و امان قرار داد. ادای حق آن را واجب کرد و حج بیت الله را واجب شمرد و بر همه ی شما انسان ها مقرر دشات که به زیارت آن برودی » . 2

آنحضرت از قول باریتعالی می فرماید : « و (خداوند) فرمود آن کس که توان رفتن به خانه ی خدا را دارد , حج بر او واجب است و آن کس که انکار کند , خداوند از همه ی جهانیان بی نیاز است » . 3
همچنین آن حضرت در رابطه با فلسفه حج می فرمایند : « آیا مشاهده نمی کنید که همانا خداوند سبحان , انسانهای پشین از آدم (ع ) تا آیندگان این جهان را با سنگهایی در مکه آزمایش کرد که نه زیان می رسانند و نه نفعی دارند , نه می بینید و نه می شنوید این سنگها را خانه ی محترم خود قرارداده و آن را عامل پایداری مردم گردانید. سپس کعبه را در سنگلاخ ترین مکانها , بی گیاه ترین زمینها و کمترین دره ها , در میان کوه های خشن , سنگ ریزه های فراوان و چشمه های کم آب , و آبادی های از هم دور قرار داد , که نه شتر , اسب و گاو و گوسفند , هیچ کدام در آن سرزمین رفاه ندارند. سپس آدم (ع ) و فرزندانش را فرمان داد که به سوی کعبه باز گردند. تا مردم با عشق قلبها , به سرعت از میان فلات و دشتهای دور , و از درون شهرها , روستاها , دره های عمیق , و جزایر از هم پراکنده ی دریاها به مکه روی می آورند , شانه های خودر ا بجنبانند , گرداگرد کعبه لااله الاالله بر زبان جاری می سازند و اطراف خانه طواف کنند , و با موهای آشفته , بدنهای پرگردوغبار در حرکت باشند لباسهای خود را که نشانه ی شخصیت هر فرد است درآورند , و با اصلاح کردن موهای سر , قیافه ی خود را تغییر دهند , که آزمونی بزرگ و امتحانی سخت و آزمایشی آشکار است برای پاکسازی و خالص شدن , که خداوند آن را سبب رحمت و رسیدن به بهشت قرار داد. اگر خداوند خانه ی محترمش و مکانهای انجام مراسم حج را در میان باغها و نهرها , و سرزمینهای سبز و هموار , و پردرخت و میوه , مناطقی آباد و دارای خانه ها و کاخهای بسیار , و آبادی های به هم پیوسته , در میان گندمزارها , و باغهای خرم و پرگل و گیاه , دارای منازلی زیبا و پرآب , در وسط باغستانی شادی آفرین , و جاده های آباد قرار می داد , به همان اندازه که آزمایشی ساده بود , پاداش نیز سبک تر می شد , اگر پایه های و بنیان کعبه , و سنگهایی که در ساختمان آن به کار رفته از زمرد سبز , و یا یاقوت سرخ , ودارای نور و روشنایی بود , دل ها دیرتر به شک و تردید می افتادند , و تلاش شیطان بر قلبها کمتر اثر می گذاشت , و وسوسه های پنهانی او در مردم کارگر نبود. در صورتی که خداوند بندگان خود را با انواع سختی ها می آزماید , و با مشکلات زیاد به عبادت می خواند , و به اقسام گرفتاریها مبتلا می سازد تا کبر و خودپسندی را از دلهایشان خارج کند , و به جای آن فروتنی آورد و درهای فضل و رحمتش را به رویشان بگشاید و مسائل عفو و بخشش را به آسانی در اختیارشان گذارد. »

رسیدگی به امور حاجیان در مراسم حج
امام اول شیعیان جهان ازجمله مسایل مهم مسئولان امور حج را رسیدگی به امور حاجیان در مراسم حج برمی شمارند به نحوی که در یکی از نامه های خود به یکی از مسئولان می نویسند : « برای مردم , حج را به پای دار , و روزهای خدا را به یادشان آور. در بامداد و شامگاه در یک مجلس عمومی با مردم بنشین , آنان که پرسش های دینی دارند با فتواها آشایشان بگردان , تا آگاه را آموزش و بده و با دانشمندان به گفت وگو بپرداز. جز زبانت چیز دیگری پیام رسالت با مردم , و جز چهره ات در بانی وجود نداشته باشد و هیچ نیازمندی را از دیدار خود محروم مگردان . زیرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود , گرچه در پایان حاجت او بر آورده شود , دیگر تو را نستاید , در مصرف اموال عمومی که دردست تو جمع شده است , اندیشه کن و آن را به عیال مندان و گرسنگان پیرامونت ببخش , و به مستمندان و نیازمندانی که سخت به کمک مالی تو احتیاج دارند برسان , و مازاد را نزد ما بفرست تا در میان مردم نیازمندی که در این سامان هستند تقسیم گردد .4
آن حضرت در نامه ای از نامه های خود در تاکید بر رفع نیازهای حجاج می نویسد : « به مردم که مکه فرمان ده تا از هیچ زائری در ایام حج اجرت مسکن نگیرند , که خدای سبحان فرمود : عاکف و بادی در مکه یکسانند (عاکف یعنی اهل مکه و بادی یعنی زائرانی که از دیگر شهرها به حج می آیند) . خدا ما و شما را به آنچه دوست دارد توفیق عنایت فرماید








نویسنده : یک دوست ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩

بالاخره ماه رمضان امسال هم با همه ی سختی های شیرینش تموم شد.

بالاخره هر مهمونی ای آخرش تموم میشه و باید برگردیم خونه ی خودمون، ولی مهمونی خدا با بقیه این فرق رو داره که یک عالمه هدیه  - هرکس به اندازه ی خودش - با خودش می بره.

حالا بستگی داره به اینکه چقدر در طول این مهمونی توجه میزبان(خداوند کریم) رو به خودتون جلب کرده باشین و چقدر دلشو بدست آورده باشین!

خلاصه اینکه توی این شب خیلی خیلی گرامی "عید فطر" دعا می کنیم که خدا همه ی ما رو بخشیده باشه و ما پاک و سبک بال از این مهمونی به خونه های خودمون برگردیم و توفیق داشته باشیم که هدیه هایی که خدا توی این ماه مبارک بهمون داده رو خوب خوب نگه داریم و به موقعش بهترین استفاده رو ازشون ببریم.

"اللّهم عجل لولیک الفرج" 








نویسنده : یک دوست ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱